تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۴
کد خبر : 7722

روزی که نقاب پهلوی کنار رفت

روزی که نقاب پهلوی کنار رفت
۱۷ شهریور ۱۳۵۷ را باید فراتر از یک واقعه خونین دید؛ روزی که حکومت پهلوی در برابر اعتراض مردم، به‌جای شنیدن صدای جامعه، زبان گلوله را انتخاب کرد و یکی از آشکارترین تصاویر از فاصله میان سلطنت و مردم ایران را به تاریخ سپرد.

به گزارش پایگاه خبری نیزوا، فعال رسانه‌ای در یادداشت اختصاصی نوشت: درباره پهلوی، سال‌هاست دو تصویر در کنار هم روایت می‌شود؛ یک تصویر رسمی از «توسعه و اقتدار» و تصویری که از دل تجربه سیاسی و اجتماعی آن دوره روایت می‌شود. برای سنجش فاصله این دو تصویر، شاید هیچ روزی به اندازه ۱۷ شهریور گویاتر نباشد.

 

۱۷ شهریور ۱۳۵۷ زمانی رخ داد که اعتراض‌ها در سراسر کشور گسترش یافته بود و حکومت پهلوی دیگر با جامعه‌ای آرام و بی‌تفاوت مواجه نبود. اعلام حکومت نظامی قرار بود کنترل اوضاع را به دست حکومت بازگرداند، اما حضور مردم در خیابان نشان داد که مسئله دیگر با دستور و بخشنامه حل نمی‌شود.

 

مردم آمدند و حکومت شلیک کرد. همین دو گزاره، شاید خلاصه‌ترین روایت سیاسی ۱۷ شهریور باشد.

 

اگر حکومت پهلوی خود را متکی بر مردم و مدعی پیشرفت و ثبات کشور می‌دانست، چرا در مواجهه با اعتراض عمومی، راه گفت‌وگو و اقناع را کنار گذاشت و به برخورد نظامی متوسل شد؟ پاسخ این پرسش را نمی‌توان با روایت‌های نوستالژیک امروز درباره آن دوران کنار زد.

 

۱۷ شهریور، بیش از آنکه فقط درباره یک میدان و یک روز باشد، درباره ماهیت رابطه قدرت و جامعه در سال‌های پایانی سلطنت پهلوی است.

 

حکومت پهلوی در آن روز می‌توانست اعتراض را یک مسئله سیاسی بداند و برای آن راه‌حل سیاسی پیدا کند؛ اما انتخاب دیگری کرد. حکومت نظامی و برخورد مسلحانه شاید بتواند برای مدتی خیابان را خلوت کند، اما نمی‌تواند پرسش‌های انباشته‌شده در جامعه را از بین ببرد.

 

اتفاقاً نتیجه سیاسی ۱۷ شهریور خلاف چیزی شد که حکومت انتظار داشت. خون‌های ریخته‌شده، اعتراض را خاموش نکرد؛ بلکه به یکی از مهم‌ترین نقاط عطف در روند تحولات انقلاب اسلامی تبدیل شد. پس از آن، فاصله میان جامعه و حکومت عمیق‌تر شد و اعتراض‌ها با شدت بیشتری ادامه پیدا کرد.

 

اینجاست که یک واقعیت مهم درباره حکومت پهلوی آشکار می‌شود: اقتدار بدون پشتوانه اجتماعی، هرچقدر هم پرزرق‌وبرق باشد، شکننده است.

 

ممکن است یک حکومت ارتش قدرتمند داشته باشد، منابع مالی گسترده در اختیار بگیرد و تصویری از ثبات سیاسی ارائه کند؛ اما اگر نتواند با جامعه خود ارتباط برقرار کند و مطالبات آن را بشنود، بحران دیر یا زود خودش را نشان خواهد داد.

 

۱۷ شهریور دقیقاً یکی از همان لحظه‌ها بود.

 

البته روایت این روز فقط به گذشته تعلق ندارد. امروز، یکی از جدی‌ترین مناقشه‌ها درباره دوره پهلوی، تلاش برای بازسازی تصویری آرمانی از آن دوران است؛ تصویری که گاهی توسعه عمرانی، برخی دستاوردهای اقتصادی یا نظم اداری را برجسته می‌کند، اما از بخش دیگری از واقعیت سیاسی آن دوره عبور می‌کند.

 

مسئله این نیست که تاریخ را سیاه یا سفید ببینیم؛ مسئله این است که هیچ تصویری از گذشته نباید با حذف بخش‌های ناخوشایند آن ساخته شود.

 

اگر قرار است درباره پهلوی قضاوت تاریخی داشته باشیم، باید همه تصویر را ببینیم؛ از پروژه‌های عمرانی و سیاست‌های توسعه‌ای تا سرکوب مخالفان، محدودیت‌های سیاسی و در نهایت برخورد خونین با اعتراضات مردمی.

 

۱۷ شهریور اجازه نمی‌دهد بخش دوم این تصویر فراموش شود.

 

این روز یادآور جامعه‌ای است که در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ معاصر ایران، در برابر حکومت ایستاد و با پاسخ سخت مواجه شد. چند ماه بعد، همان حکومت سقوط کرد و انقلاب اسلامی به پیروزی رسید.

 

بنابراین، مسئله ۱۷ شهریور فقط این نیست که در آن روز چه اتفاقی افتاد؛ مسئله مهم‌تر این است که چرا یک حکومت به نقطه‌ای رسید که برای حفظ خود، در برابر مردم ایستاد؟

 

پاسخ این پرسش، برای فهم پایان حکومت پهلوی مهم‌تر از هر تصویر نوستالژیک یا روایت تبلیغاتی است.

 

۱۷ شهریور را باید به یاد آورد؛ نه برای ماندن در گذشته، بلکه برای اینکه تاریخ دوباره قربانی روایت‌های گزینشی نشود.

 

پهلوی را باید با تمام واقعیتش شناخت؛ و ۱۷ شهریور یکی از همان واقعیت‌هایی است که نمی‌توان از قاب تاریخ حذف کرد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.