«نیزوا» گزارش میدهد؛
شیراز الگو، شهمیرزاد حسرت

به گزارش خبرگزاری نیزوا ، شیراز طی سالهای اخیر با تکیه بر هویت فرهنگی، تاریخی و ادبی خود، توانسته به یکی از مقاصد تثبیتشده گردشگری کشور تبدیل شود؛ الگویی که نشان میدهد «روایتسازی» و «زیرساخت» چگونه میتواند یک شهر را به برند گردشگری بدل کند. در مقابل، بسیاری از شهرهای مستعد، هنوز نتوانستهاند این مسیر را طی کنند.
در این میان، شهمیرزاد بهعنوان یکی از خوشآبوهواترین شهرهای شمال استان سمنان، نمونهای قابل تأمل از این شکاف است. شهری با اقلیم معتدل، باغهای گسترده و سابقه طولانی در جذب گردشگران کوتاهمدت که با وجود این مزیتها، هنوز به یک مقصد پایدار گردشگری تبدیل نشده است.
بررسیها نشان میدهد الگوی حضور گردشگران در شهمیرزاد، بیش از آنکه مبتنی بر برنامهریزی باشد، تابع تعطیلات و آخر هفتههاست؛ الگویی فصلی که هرچند به رونق مقطعی بازارهای محلی منجر میشود، اما به دلیل ضعف در زیرساختهای اقامتی، خدماتی و مدیریت یکپارچه، به شکلگیری یک اقتصاد مداوم و پایدار نمیانجامد.
شکاف میان ظرفیت و بهرهبرداری در گردشگری شهری
در همین زمینه، عبدالرضا ابونوری در گفتگو با خبرنگاران ؛ با اشاره به ظرفیتهای طبیعی این شهر میگوید: «شهمیرزاد از نظر آبوهوا، باغهای گسترده و آرامش شهری، شرایط بسیار مطلوبی برای جذب گردشگر دارد، اما در حوزه تجربه گردشگری هنوز به بلوغ لازم نرسیده و مهمترین مشکل آن نبود مدیریت یکپارچه و حرفهای در این حوزه است.»
وی با انتقاد از وضعیت موجود میافزاید: «در نتیجه این شرایط، برنامهریزیها بیشتر مقطعی و غیرحرفهای است؛ از پروژههای نیمهتمام گرفته تا نبود مسیرهای مشخص گردشگری مانند تورهای شهری و باغگردی، پراکندگی خدمات و ضعف در اطلاعرسانی و بازاریابی شهری، همگی باعث شده گردشگر با تجربهای کوتاه و کمهزینه شهر را ترک کند.»
این فعال حوزه گردشگری با اشاره به ظرفیتهای مغفول «گردشگری کشاورزی (باغداری)» تصریح میکند: «شهمیرزاد یکی از مهمترین باغشهرهای ایران و دارای ظرفیتهای کمنظیر در حوزه گردو است. امکان طراحی تورهای باغگردی، برگزاری رویدادهایی مانند جشن برداشت محصول و ایجاد اقامتگاههای بوممحور وجود دارد، اما نبود چارچوب مشخص و حمایت لازم، مانع از توسعه این ظرفیتها شده است.»
ابونوری یکی از چالشهای مهم را نبود نگاه گردشگرمحور در سطح مدیریت و جامعه محلی میداند و میگوید: «هنوز گردشگری بهعنوان یک جریان اقتصادی جدی در شهر نهادینه نشده و سرمایهگذاری حرفهای نیز شکل نگرفته است. در کنار این موضوع، ضعف تبلیغات مدرن و حضور کمرنگ در بسترهای دیجیتال نیز باعث شده این شهر آنطور که باید معرفی نشود.»
گردشگری کشاورزی؛ ظرفیتی مغفول در شهمیرزاد
وی در ادامه با ارائه یک راهکار عملی تأکید میکند: «ایجاد یک مدیریت یکپارچه گردشگری و تعریف مسیرهای رسمی مانند کوچهباغگردی با خدمات مشخص، میتواند در کوتاهمدت به انسجامبخشی گردشگری، افزایش ماندگاری مسافران و فعال شدن کسبوکارهای محلی کمک کند.»
شهمیرزاد پایگاه هویت گردشگری است
در کنار این دیدگاه میدانی، مهدی متقی نیز با تأکید بر ظرفیتهای متنوع این شهر معتقد است: «شهمیرزاد مجموعهای کمنظیر از جاذبههای تاریخی و طبیعی را در خود جای داده است؛ از بناهایی مانند شیرقلعه و خانههای قدیمی گرفته تا کوچهباغها و چشمهسارها که میتوانند پایه هویت گردشگری این منطقه باشند.»
سرپرست سابق اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی مهدیشهر، با اشاره به تعدد ابنیه تاریخی در این شهر، از «شیرقلعه»، «مسجد میدان»، «دژ وهل»، «مسجد جامع»، «امامزادهها» و خانههای تاریخی متعدد به عنوان ارکان اصلی هویت تاریخی شهمیرزاد یاد کرد و افزود: «هر یک از این ظرفیتها پتانسیل بالایی برای جذب گردشگر دارند.»
این کارشناس میراث فرهنگی، همچنین در بخش گردشگری، وجود «کوچهباغها»، «آبوهوای مطبوع» و «چشمهسارها» را از جمله مزیتهای رقابتی شهمیرزاد برشمرد که اهمیت ویژهای در جذب گردشگران داخلی و خارجی ایفا میکنند.
برندسازی و روایت؛ حلقه مفقوده توسعه گردشگری
متقی یکی از مسیرهای مغفول در توسعه این شهر را گردشگری تجربهمحور میداند و میافزاید: «باغهای گسترده شهمیرزاد این ظرفیت را دارند که به بستری برای مشارکت مستقیم گردشگران در فرآیندهایی مانند برداشت محصول تبدیل شوند؛ تجربهای که علاوه بر جذابیت، میتواند به رونق اقتصادی منطقه نیز کمک کند.»
به گفته این کارشناس، برندسازی حرفهای حلقه مفقوده در این مسیر است و بدون ارائه یک روایت منسجم، حتی ظرفیتهای قابل توجه نیز بهدرستی دیده نخواهند شد. او تأکید میکند ایجاد فضاهای ترکیبی گردشگری، که در آن تجربه، خدمات و تفریح بهصورت همزمان ارائه شود، میتواند مسیر توسعه این بخش را هموارتر کند.
کارشناسان حوزه گردشگری بر این باورند که توسعه این بخش در شهرهای کمتر شناختهشده، نیازمند مجموعهای از اقدامات همزمان در حوزه زیرساخت، خدمات، روایتسازی و حمایت از کسبوکارهای محلی است. در غیر این صورت، عناوین رسمی و ظرفیتهای طبیعی، بدون تبدیل شدن به تجربه ملموس، تأثیر محدودی بر اقتصاد محلی خواهند داشت.
در این میان، نقش جامعه محلی نیز تعیینکننده است. تجربه سایر مقاصد نشان میدهد بدون مشارکت فعال ساکنان، گردشگری نهتنها به توسعه پایدار منجر نمیشود، بلکه ممکن است با چالشهای اجتماعی و محیطزیستی نیز همراه شود.
ضرورت مدیریت یکپارچه برای تبدیل ظرفیت به اقتصاد
در نهایت، مقایسه میان شیراز و شهمیرزاد بیش از آنکه نشاندهنده تفاوت در ظرفیتها باشد، بیانگر تفاوت در «نحوه بهرهبرداری» از این ظرفیتهاست؛ یکی با روایتسازی و زیرساخت به برند تبدیل شده و دیگری هنوز در آغاز مسیر تثبیت جایگاه خود قرار دارد.
اکنون، در روزی که نام شیراز بهعنوان نماد گردشگری فرهنگی ایران برجسته میشود، توجه به وضعیت شهرهایی مانند شهمیرزاد بیش از هر زمان دیگری ضروری به نظر میرسد؛ شهرهایی که اگرچه از ظرفیتهای قابل توجهی برخوردارند، اما برای تبدیل شدن به مقصدی پایدار، نیازمند تصمیمهای دقیق، سرمایهگذاری مستمر و نگاهی فراتر از معرفی صرف جاذبهها هستند.
منبع:خبرگزاری مرآت
انتهای خبر/
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.




ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0